جعفر شهرى باف
96
طهران قديم ( فارسى )
اجسام كودكان و اطفال و نوجوانان روى آب ايستاده كه گاهى در آن بظهور ميرسيد . اطفال حرامزادهاى را كه پس از به دنيا آوردن از مجارى بام در آن ميانداختند و كودكانى كه بازىكنان خود در آن افتاده يا بچهلختكنها و بچهدزدها كه زينتآلات مانند ( و ان يكاد ) طلا و ( چهل بسم الله ) و گوشواره النگوى ارزشمندى در اطفال ديده بودند آنها را بدانجا كشيده پس از لخت كردن و گاهى تجاوز از مجراى بام در آن ميافكندند و پس از آئينه انداختن « 76 » معلوم ميشدند . بچهدزدها و قاتلينى ، نقطهء مقابل آبانبارساز ! كه يكى آبانبار ساخته با آب آن راحترسانى و حياتبخشى ميكرد و يكى كثافات و جنايات خود را در آن پنهان كرده مماتبخشى و جانستانى مينمود « 77 » ، مانند شيردزدهاى آبانبارها كه يكى آبانبار ساخته ، يكى شير آن را ميدزديد ! اواخر پاشيرهاى آبانبارهاى عمومى را بگونهء ابتكارى ميساختند ، باينصورت كه در هرچند پله براى آن پاشيرى تعبيه كرده بوسيلهء لولهاى شير آن را بآبانبار راه ميدادند كه اگر آبانبار پر است مردم همهء پله را طى نكرده زحمت تا پائين رفتن نداشته باشند و به اين ترتيب شير و پاگرد ديگر و در آخر كه به خود پاشير برسند ، با فائدهء ديگر كه اندازهء آب آبانبار را نيز معلوم مينمود . مزاحمين آبانبار چنانچه گفته شد دزدان شير اول مزاحمين اين گونه آبانبارها و دوم جانيان بودند كه اولىها شيرهاى آبانبارها را دزديده آب آن هرز داده محله را بىآب ميگذاشتند و اينان ، دومىها يعنى جانييان كه صيدها و اجساد كشتگان خود را از راه بام در آنها ميانداختند و آبانبارساز براى هركدام بايد انديشهها و خرجهاى اضافى به كار برده ، جهت شيرها مستحفظ و براى مجارى و منافذ هواكشهاى آن حصارهاى حصين درست بكند .
--> ( 76 ) . آئينه انداختن آن بود كه چون شيئى در آبانبار ميافتاد آئينهاى مقابل آفتاب گرفته نور آن را در آبانبار ميانداختند و بوسيلهء آن جستجو ميكردند ، هرگز چراغهاى نفتى آن زمان كار نور آئينه را كه ميتوانست در همهجا گردش كند نمينمود و اين بود كه جستجوى در آبانبار را براى روزى كه آفتاب باشد ميگذاشتند . ( 77 ) . آبانبار سيد اسماعيل جائى بود كه جهت يافتن اطفال گمشده اول به آن رو ميآوردند .